میم مثل مادر...

موهایش سپید بود رنگ برف،

قلبش بزرگ بود قدر یک دریا،

قامتش خمیده بود اما سایه اش استوار،

کلامش شیرین بود و لبخند مهمان همیشگی لب های نقلی اش،

در یک کلام،

مادر بود.

مادری از جنس تمام مادر های این دیار.

مادری از سه نسل پیش.

مادری که هنوز هم گوشه های چارقد سفید و تورتوری اش برای نوه ها و نتیجه ها و نبیره ها شکلات داشت.

مادری که تا لحظه آخر همه را می شناخت اما بازی همیشگی تو کی هستی اش، را ادامه می داد برای جلب محبت، برای همکلام شدن با تکه هایی از گوشت و پوست و خونش...

مادری که اذان صبح پر کشید و زیر درخت شاتوت حیاط آرام گرفت تا تمام بچه ها و نوه ها و نتیجه ها و نبیره هایش برسند.

مادری که فرشته ها برای رفتنش جشن گرفتند.

مادری که

در یک کلام،

مادر بود.

پ ن: ...

/ 34 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سفید برفی

مهمترین و دوست داشتنی ترین صفت مادرا اینه که مادرن لطفن به وب من سر بزنید .http://dokhtarcheshmdorosht.blogfa.com/

آمیب 45 کروموزومی

واژه‌ی مادر تنها واژه‌ایست که همیشه بغضم را میترکاند

ابركاكيا

اسم شما برایم جالب شد و آمدم و خواندم اما کاش پست غمت را نمی خواندم ... مادربزرگ ها واقعا بزرگند و بزرگی به سن شان نیست به وسعت روحشان است به عمق دوست داشتن هایشان هست ... خاطره می شوند اسطوه می شوند برای فرزندانمان ... تکه کلام هایشان فراموشی هایشان و همه چیزشان .... عمیقا تسلیت می گویم

گلادیاتور

می ترسم از این مطالب از این تصور از بی مادری

پرند

الهام جونم یه خبر از خودت بده

asperin

مادر چون میمیرد دیگر نمی میرد...........

آدرینا بانو

تسلیت می گم. انگار داره آسمون پر از فرشته هایی می شه که مدتهاست دور بودن از خونشون

unborn

خیلی با احساس و قشنگ بود[گل]

ناشناس

ميم مثل مادر